تبليغاتX
دکتر علیرضا مخبر دزفولی

دکتر علیرضا مخبر دزفولی

دل کندن اگر حادثه ای آسان بود/فرهاد به جای بیستون دل می کند !

آئین جوانمردی
امروز اختتامیه طرح مقدس "آئین جوانمردی"در دانشگاه بود طرحی ابتکاری و تاثیرگذار  درمورد شهدا و ارزش های دفاع مقدس با حضور راویان زبده دفاع مقدس و خانواده معظم شهدا در دوره ها که مرحله نهائیش در مناطق عملیاتی دفاع مقدس برگزار شد.وقتی دلنوشته های دانشجویان شرکت کننده در طرح رو می خوندم حس میکردم سال ۱۳۶۰ هستش ...با همون روحیه و خداباوری ...یادش به خیر !

لینک خبر و چند تصویرش رو براتون می گذارم.صداوسیما هم گزارش گرفت شاید اخبار ۱۰:۴۵ اگه جائی برای این جور خبرها داشته باشه !! نشونش بده:

http://www.scu.ac.ir/DesktopModules/News/NewsView.aspx?TabID=1&Site=DouranPortal&Lang=fa-IR&ItemID=6323&mid=26821&wVersion=Staging

[ شنبه سی ام اردیبهشت 1391 ] [ 5:31 بعد از ظهر ] [ علیرضا مخبر دزفولی ] [ ]
ما کجا او کجا ؟!!
امروز در فراغت نادری کتاب  ارزشمند "نگین هستی" نوشته حسین سیّدی را می خوندم که شامل ناگفته هائی از زندگی و شخصیت پیامبر اعظم(ص) است...بارها و بارها چشم هام خیس شد با خوندن بزرگواری های بی نظیر و ادب و پوزش پذیری و گذشت و وقار و نگاه عجیبش به مسائل بهداشتی و حساسیتش در حفظ حرمت و حریم مومنین و حتی غیر مومنین و تواضع و....بعد با خودم فکر کردم کاش خودمان را مسلمان دین او نمی دانستیم و دین و مرام او را آلوده نمی کردیم...ما کجا و او کجا ؟! اصلا چه شباهتی به او داریم که خود را پیرو او می دانیم ؟! این جمله اش خیلی به دلم نشست یا بهتر بنویسم دلم شکست:

"داستان من و شما مانند مردی است که آتشی (برای گرمابخشی و روشنی) افروخته ...پروانه ها در آن می افتند و او سعی می کند آنها را حفظ کند...من کمربندتان را می گیرم تا در آتش دوزخ نیفتید و شما از دستم می گریزید..."

خدایا به حرمت پیامبرت چنانمان کن که لکه سیاه ننگی  بر  سپیدی دین منزه  او نباشیم !

[ جمعه بیست و نهم اردیبهشت 1391 ] [ 1:47 بعد از ظهر ] [ علیرضا مخبر دزفولی ] [ ]
خوابی دلپذیر...
بسم الله مجریها و مرسیها

سلام

باور کنید از مکه که برگشتم تا دیشب  یک شب با آرامش و به قدر کفاف نخوابیده بودم.بعضی شب ها سه ساعت گاهی چهار ساعت ...همون ساعت ها هم که خواب بودم خواب نبودم !! همه اش توی فکر برنامه های فردا که خللی درشون پیدا نشه یا در فکر حرف هائی که باید بزنم تا چیز جدیدی گفته باشم و وقت مستمعین تلف نشه یا ...تا دیشب.دیروز هم مثل همه هفته گذشته که ۱۲ شب رفتم خونه و حق خونوادم رو زیر پا گذاشتم ،با تخفیف ساعت فکر کنم ۷ رسیدم خونه والبته ناهارم رو ساعت ۶ عصر خوردم !!...شب مهمان بودیم شام خونه یکی از بستگان.خوش گذشت بعد از مدت ها موفق شدیم چند نفر از بستگان رو زیارت کنیم.شب ساعت ۱ بامداد خوابیدم و پلاک همه تلفن های داخلی و مستقیم رو کشیدم و موبایلم رو هم خاموش کردم و حتی سیم آیفون خونه رو هم جدا کردم !! و تا ساعت ۱۱:۳۰ خوابیدم.اگه بدونید چقدر چسبید اگه بدونید ...یَک خروپفی راه انداخته بودم که دیوار صوتی میشکوند!!...

خیلی سرحال اومدم به لطف خدا.خستگی مکه و مدینه توی تنم مونده بود چون تا برگشتیم خورد به برگزاری هفته فرهنگی و بعدش هم مراسم پشت مراسم و مناسبت پشت مناسبت ...خدا رو شکر.براتون فردا دوباره می نویسم....تا به زودی.

[ پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1391 ] [ 2:9 بعد از ظهر ] [ علیرضا مخبر دزفولی ] [ ]
چند لینک دیدنی و خواندنی...
لینک خبر آغاز طرح نهضت قرآنی در دانشگاه در سایت خبرگزاری قرآنی ایران:

http://www.iqna.ir/khouzestan/news_detail.php?ProdID=1009921

اهدای لوح تقدیر و جوایز به برگزیدگان قرآنی دانشگاه با حضور دکتر محسن رضائی و دکتر فرهنگ(دکتر فرهنگ میهمان برنامه بسیج دانشجوئی و دکتر رضائی میهمان برنامه انجمن اسلامی بودند)

لینک خبر و تصاویر تجلیل از کانون های برگزیده فرهنگی دانشگاه:

http://www.scu.ac.ir/DesktopModules/News/NewsView.aspx?TabID=1&Site=DouranPortal&Lang=fa-IR&ItemID=6316&mid=26821&wVersion=Staging

لینک خبر و تصاویر افتتاح طرح بین انجمنی مکاترونیک دانشگاه که با همت و تلاش عجیب دانشجویان انجمن های علمی این سوله بزرگ تخلیه و برای کارهای تحقیقاتی در این حوزه آماده شد:

http://www.scu.ac.ir/DesktopModules/News/NewsView.aspx?TabID=1&Site=DouranPortal&Lang=fa-IR&ItemID=6310&mid=26821&wVersion=Staging

[ چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391 ] [ 8:40 بعد از ظهر ] [ علیرضا مخبر دزفولی ] [ ]
جلسه اي فوق العاده

ديشب ساعت 9 شب در مجتمع خوابگاهي خواهران در گلستان برنامه سخنراني و پرسش و پاسخ گذاشته بودند دانشجويان عزيز عضو شوراي فرهنگي خوابگاه به مناسبت روز زن و ميلاد مبارك حضرت فاطمه (س).حقيقتش رو بگم اصلا انتظار اين جمعيت رو نه خودم و  نه هيچ كدوم از همكارانم در معاونت نداشتيم وگرنه قطعا در اين مجلس و حال و هواي جشن برنامه پرسش و پاسخ رو ميگفتم نگذارند.....ولي خب فاطميه خوابگاه مملو از دانشجو بود و عده اي هم ايستاده برنامه رو دنبال مي كردند.از اين جهت عرض ميكنم پرسش و پاسخ نمي گذاشتيم كه كنترل و اداره جمعيت بيش از 1000 نفره در يه نمازخانه كمي سخته و نظرات هم خيلي با هم تفاوت داره و پاسخ دادن به سئوالات خصوصا سئوالات احساسي كه از دل پاك دانشجوها برمي خيزه حقيقتا سخته.

فكر ميكنم عده اي از خواهران خوبم شايد از بعضي پاسخ هام راضي نبودند البته تعداد راضي ها بيشتر بود ولي من دنبال رضايت افراد نبودم سعي كردم نظرات خودم رو كه نوعا برگرفته از تعاليم ديني و فرمايشات بزرگان خصوصا رهبري هست بيان كنم والبته خيلي دقت  هميشه دارم كه با وجود اين كه تمام سخنراني هاي رهبري را با دقت گوش ميدم و يادداشت برمي دارم ولي از رهبر عزيز انقلاب خرج نكنم....مثلا يكي از چيزهائي كه خيلي بهش اعتقاد دارم اينه كه ما تا ميگيم منكر همه ياد بدحجابي مي افتند كه البته منكره و همونجوري كه رهبر عزيز انقلاب فرمودند روي اجتماع اثر مي گذاره ولي گناهان زبان كه به مراتب در روايات و آيات ما زشت تر و قبيح تر از بسياري منكراته بهش پرداخته نميشه به عنوان منكر.دروغ‏‏،غيبت،تهمت،افترا،تخريب افراد،هتك حرمت مردم،حمله به آبروي افراد و...آيا اينها منكر نيستند؟!!نبايد در مجالس به اينها پرداخته بشه كه اتفاقا اين منكرات واضح بين بچه مسلمون ها داره مثه آنفلوانزا شيوع پيدا ميكنه؟ من حس كردم رسالتم اينه كه من اينو بگم ولو اين كه بعضي ها برداشت ديگري بكنند.

دانشجوهاي پاك مي دونن كه مقصودم رو روشن گفتم و بايد مي گفتم.معلومه كه خانم هاي چادري و محجبه افتخار هر جمعي هستند و من هم به اونها به چشم بهترين خواهرانم نگاه مي كنم و اونها را علم و نماد ارزش ها مي دونم البته به شرطي كه مراقبت كنند كه رفتارشون و زبانشون مطهر بمونه كه خوشبختانه نوعا همين جور هستند و قطعا بدحجابي يه منكره كه بايد با برنامه ريزي فرهنگي و همه جانبه و ترويج فرهنگ عفت با بدپوششي مبارزه كرد ولي دوست داشتم تاكيد كنم كه گناهان زبان هم منكر و هم براي جامعه اسلامي مهلكه ...در هر حال لينك اين خبر رو ببينيد با تصاويرش وزير مطلب قبلي لطفا نظرتون رو بفرمائيد:http://www.scu.ac.ir/DesktopModules/News/NewsView.aspx?TabID=1&Site=DouranPortal&Lang=fa-IR&ItemID=6299&mid=26821&wVersion=Staging

[ یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391 ] [ 5:4 بعد از ظهر ] [ علیرضا مخبر دزفولی ] [ ]
خیر کثیر ...
بسم الله الرحمن الرحیم

انا اعطیناک الکوثر...

ما به تو "خیر کثیر" بخشیدیم ...

میلادِ تنها مخلوقی که خدای حکیم برایش واژه"خیر کثیر"را استفاده کرده است و تنها کسی که پیامبر خاتم(ص) خم می شد و دست لطیف و آسمانی اش را می بوسید و تنها کسی که در منزلتش اولیای الهی گفته اند" اگر علی خلق نمی شد فاطمه "کفوی" نداشت" و تنها کسی که رسول اعظم او را "ام ابیها" صدا می زد و تنها کسی که بارها و بارها نبی رحمت در موردش نه با احساسات محض که با حکمت کامل می فرمود"پدرش به فدایش باد " و تنها کسی که پیامبر شفقت و رأفت رضایتش را به رضایت او متّصل فرموده است وتنها ....میلاد اسوه زنان و مردان عالم حضرت فاطمه زهرا(س) وتنها حجت الهی( بر حجج الهی) بر ذره ذره کائنات مبارک باد.

این روز و شب خجسته را به تمام مادران مهربان و زنان باوقاری که مظهر جمال الهی هستند و خصوصا به خواهران گرامی که خواننده این وبلاگ هستند و علی الخصوص  به خواهران خوبم دانشجویان عزیز و با حیای دانشگاه شهید چمران اهواز که زینت بخش تمام برنامه های فرهنگی ما هستند صمیمانه شادباش می گویم. امیدوارم که برنامه ای که به همین مناسبت در شامگاه شنبه در مجتمع خوابگاهی خواهران خواهیم داشت (به امید خدا )پاسخی به الطاف همیشگی آنها باشد.راستی این عید خجسته را به همسر مکرمه ام تبریک میگویم که درتلخی و شیرینی کنارم بوده است و نیز یاد خیر میکنم از مرحومه مادرم که لذتی اززندگی نچشید ودر سن ۴۹ سالگی دنیا را وداع گفت با صلواتی به روح مطهره اش(اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم)...

همچنین میلاد رهبر کبیر انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی (ره) که حقیقتا حق حیات طیبه بر گردن همه مسلمانان جهان دارند و فرزند برومند حضرت زهرای مرضیه و احیاء کننده ارزش های اسلام ناب محمدی در تاریخ معاصر هستند را به همه پیروان و ارادتمندانش تهنیت عرض میکنم.

چون واژه"خیر کثیر"را به کار بردم دوست داشتم این عکس را پیوست متن کنم چرا که هم دسته گل های رنگارنگش من را به یاد بوستان رنگارنگ شخصیت بی نظیر حضرت فاطمه می اندازد و هم کوه هایش صلابت این انسان کامل را در دفاع جانانه از حق به ذهنم متبادر می کند.

 

 

[ جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391 ] [ 11:37 قبل از ظهر ] [ علیرضا مخبر دزفولی ] [ ]
غوغا تمام شد ...
هفته فرهنگی با همه شیرینی ها و استرس هاش تمام شد به امید خدا بعد از استراحتی کوتاه براتون مفصل می نویسم در مورد اتفاقات این هفته...فعلا لینک های سایت ایسنا رو در مورد اختتامیه ببینید:

لینک تصاویر:(یه دختر قشقائی تابلوئی بدون اطلاع قبلی از بافته های دست هنرمند خودش به من داد که بسیار زیبا بود و گفت که این رو برای تشکر از حقیر بافته و قاب کرده.منم وقت گرفتن تابلو رو بوسیدم)

http://khouzestan.isna.ir/Default.aspx?NSID=5&SSLID=46&NID=25571

لینک سخنان دکتر مروتی :

http://khouzestan.isna.ir/Default.aspx?NSID=5&SSLID=46&NID=25566

لینک سخنان حقیر :

http://khouzestan.isna.ir/Default.aspx?NSID=5&SSLID=46&NID=25573

لینک برگزیده های هفته فرهنگی

http://khouzestan.isna.ir/Default.aspx?NSID=5&SSLID=46&NID=25568

لینک خبر برنامه اختتامیه جشنواره انجمن های علمی دانشجوئی که دیشب برگزار شد:

http://khouzestan.isna.ir/Default.aspx?NSID=5&SSLID=46&NID=25535

[ چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391 ] [ 5:49 بعد از ظهر ] [ علیرضا مخبر دزفولی ] [ ]
محفلی قطعا بی نظیر ....
امروز ساعت ۱۱ صبح سالن استاد مطهری دانشکده علوم یکبار دیگر در برنامه ای مقدس حقیر شدواثبات شد که استقبال دانشگاهیان از برنامه های فرهنگی بنحوی افزایش یافته که این سالن که بزرگترین سالن دانشگاه است دیگر کفاف این مشتاقان رانمی دهد.محفل بی نظیری بود.هم از حیث محتوی هم جمعیت مشتاقان هم نبوغ نوجوان نابغه قرآنی محمد تقی خان.بقدری مجلس بر روی دانشجویان و خودم اثر گذاشت که عطرخوش عنایت خدا و برکات روحانی را بوضوح در فضا استشمام کردم.بعدا در این باره بیشتر می نویسم.لینکهای زیرکه تصاویر خبرگزاری قرآنی ایران است گویای بخشی از این اتفاق خجسته و مقدس است حتما ببینید:

http://www.iqna.ir/khouzestan/photos_detail.php?goz_tas_id=31451

http://www.iqna.ir/khouzestan/photos_detail.php?goz_tas_id=31450

 

[ سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 10:32 بعد از ظهر ] [ علیرضا مخبر دزفولی ] [ ]
نه فرصت هست نه حال !
سلام

نه فرصت هست نه وقتی میرسم خونه حالی که بتونم براتون چیزی بنویسم.بدرقم درگیریم در هفته فرهنگی.خداوکیل شوخی نیست اجرای ۷۰ برنامه بدون کنسلی و تاخیر قابل توجه !

دانشجوها خیلی بامرامند به خدا ...دیروز ۳ ساعت بازدید کردم از غرفه های نمایشگاه انجمن های علمی وکانون های فرهنگی هنری...خیلی خوشحال شدم ولی وقتی ساعت ۱۷:۳۰ رسیدم دفتر و مسئول دفترم گفت بگم غذا بیارند؟! تازه فهمیدم که ناهار نخوردم و وقتی حالت ضعف عجیبی برم مستولی شد تازه یادم اومد که صبحانه هم نخوردم !!...خدا به خیر کنه این هفته بگذره و نفسی بکشم.

بعد میام مفصل براتون می نویسم.راستی از قسمت پیوندهام برین توی پورتال دانشگاه خبرهای هفته فرهنگی رو بخونید.اگرچه سایت ایسنا و تقریبا همه سایت های مهم استان و کشور پوشش میدن اخبار هفته فرهنگی را .هفته نامه" فرهنگ جنوب " و سایت خبری تحلیلی "شوشان"هم کار جالبی کردند و دو سه نفر از خبرنگاراشون از اول هفته فرهنگی مستقر شدند در معاونت و دارند مستند می کنند هفته فرهنگی رو .هم متنی و هم تصویری و بنا است ویژه نامه ی رنگی چاپ کنند و روز اختتامیه توزیع کنند.

به خدا می سپارمتون...

لینک گزارش سایت شوشان از نمایشگاه هفته فرهنگی:

http://www.shooshan.ir/index.php?option=com_k2&view=item&id=1681:از-دختر-دانشجوی-نترس-تا-غرفه-عشق

لطفا زیر مطالب قبلی نظر بگذارید........

[ سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 0:29 قبل از ظهر ] [ علیرضا مخبر دزفولی ] [ ]
چند لینک
لینک گزارش جالب سایت خبری شوشان از افتتاحیه هفته فرهنگی:

http://www.shooshan.ir/index.php?option=com_k2&view=item&id=1557:از-اشک-های-مخبر-دزفولی-تا-کت-و-شلوار-جدید

لینک خبر ایسنا از افتتاحیه هفته فرهنگی:

http://khouzestan.isna.ir/Default.aspx?NSID=5&SSLID=46&NID=25381

لطفا زیر مطالب قبلی نظر بگذارید خصوصادر مورد کت و شلوارم !!!!!!!!!!!!!!!!!

[ شنبه شانزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 7:9 بعد از ظهر ] [ علیرضا مخبر دزفولی ] [ ]
دومين هفته فرهنگي دانشگاه شهيد چمران اهواز تا لحظاتي ديگر آغاز مي شود.
[ شنبه شانزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 11:6 قبل از ظهر ] [ علیرضا مخبر دزفولی ] [ ]
زودتر بیا ...
سلام مولای گلم ...

مثل همه جمعه هایِ چشم انتظاری، بیادت هستیم .

برای خودمان خیال می بافیم که آمده ای با صولتی حیدری(ع) و عطوفتی مصطفوی(ص) و ما در رکابت هستیم !

روزگار خوشی داریم ...نیشمان باز است به تمسخر کسانی که انتظارمان را به سخره گرفته بودند!

سرمان بالا است و گردنمان فراز که ما امت مهدی هستیم ...آخرین ودیعه خدا بر زمین...

یکهو صدای کسی به حقیقتمان برمی گرداند و دوباره حسّ بی کسی و غربت و بغضی در گلو ...

دوباره یاد بقیع غریب و مسجد پیامبر و ...دانه های کوچک اشک که بر صورتمان می دود در فراق تو.

تو که روزی خواهی آمد و داد ستمدیدگان را از ستمکاران خواهی ستاند.

تو که اشک های غربت ما را از روی گونه هایمان خواهی ستُرد و ما لذت ولایت تو را خواهیم چشید...

به امید آن روز .......

اللهم عجل لولیک الفرج

 

[ جمعه پانزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 12:6 بعد از ظهر ] [ علیرضا مخبر دزفولی ] [ ]
نشست خبری دومین هفته فرهنگی
[ چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 6:59 بعد از ظهر ] [ علیرضا مخبر دزفولی ] [ ]
مردم ...خدا !
بسم الله النور

این روزها وقتی فضای کشور و حتی استان خودمون و ...رو نگاه می کنم.

در گفتارها...رفتارها...نوشته ها...مدام از خودم می پرسم پس خدا کو ؟؟!!!!!

خدا کجا است در کارهای ما ؟

نعوذبالله....ثم نعوذبالله ...کاش خدا حتی آخر ِآخر صف هم باشد ولی باشد !!

خودمان باشیم،باندمان باشد،هوای نفسمان باشد،فک و فامیلمان باشد،....ولی خدا هم باشد.

بوی تند بی اخلاقی و بی ادبی وبی وقاری وبی حیائی و بی تقوائی گاهی آنقدر تند می شود که دل آدم به سرفه می افتد !

خدایا خودت کمک کن چشم باز نکنیم ببینیم قرآن در دست در صف سپاه معاویه ایم  و بر قرآن ناطق علی شمشیر کشیده ایم...

خدایا تخم نفاق و دوروئی و گستاخی و غیبت وتهمت و دروغ و افراط و تفریط و ... را از دل ما برکن !

حدیثی از پیامبر اکرم(ص) دیدم که مومن سه خصوصیت دارد:باوقار باادب و پرهیزکاراست...خدایا یعنی اینها ...یعنی ما مومنیم ؟؟!!!!

 

[ دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391 ] [ 8:37 بعد از ظهر ] [ علیرضا مخبر دزفولی ] [ ]
آمده بود به خانه ...
بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی فاطمة وابیها،و بعلها و بنیها و سرّالمستودع فیها،بعدد ما احاط به علمک...

ضمن عرض تسلیت شهادت مظلومانه دردانه پیامبر رحمت (ص)حضرت زهرای مرضیه(س) متن مقاله ای را تقدیمتان می کنم که اگر از حقیر بعد از بیست سال نوشتن بپرسیدبهترین مقاله شما کدام است؟عرض می کنم همین !

اگر دلتان شکست و در خلوتی حس استجابت داشتید برای حقیر دعا کنید و هدیه به روح همه درگذشتگان خودتون و شهداء و صلحا و انبیاء و اولیاء و ائمه معصومین سلام الله علیهم اجمعین و امام بزرگوار و پدر و مادرحقیر و خصوصا روح مطهر و ملکوتی حضرت فاطمه زهرا(س) فاتحه ای و صلواتی قرائت بفرمائید... یادش به خیر این نوشته مرثیه گون رو در مکه معظمه در شب شهادت بی بی دوعالم( به روایتی)در جمع کاروان دانشگاهیان عمره خواندم و چه حال خوشی مجلس پیدا کرد:

آمده بود به خانه ... رنجور از روزگار ريا و رنگ به رنگي.

آمده بود دلخسته از عهد خيانت و خودخواهي و البته خجل از روي همسر بيمارش.

دوان دوان هم آمده بود.

از مسجد تا خانه گلي‌اش را يکسره دويده بود. در این مسیر کوتاه ِ بلند ،گودال های کوچک کوچه های مدینه، سردار مظفّر خیبر و خندق ، همو که نامش لرزه بر تن دشمنان دین محمد (ص) می افکند را بارها به زمین زده و شاید حتّی عبای علی را از دوشش انداخته بود.

فرزند مظلوم و ارشدش، بدحالي مادرشان را به او ابلاغ کرده بود. شايد علي(ع) در تمام مسير، به ياد روزي بود که رسول مهربان خدا (ص) دست لطيف زهرا(س) را در دست یداللّهی او نهاده بود و به قول امروزي‌ها فرموده بود: «علي جان، جان تو و جان فاطمه».

به شادابي و نشاط فاطمه در آن روز باشکوه مي‌انديشيد و به چهره تکيده و رنجورش وقتي که با او در بستر ،براي آمدن به مسجد، وداعي موقت گفته بود.

                                     (درب خانه فاطمه-مدینه منوره)

به خانه رسيد ... چه خانه‌اي؟ چه سرايي؟

بوستان بي سرو و صنوبر با بيابان و کوير چه تفاوتي دارد؟

و خانه علي بي فاطمه کجا به خانه شباهتی دارد؟

فاطمه در بستر افتاده است.

همو که پدر معصومش(ص) که عصاره همه خوبي‌هاي عالم بود در باره او گفته بود، «فاطمه فرشته‌اي انسان‌نما است. هر وقت به بوي بهشت مشتاق مي‌شوم او را مي‌بويم» همو که رسول خدا با صداي بلند درباره‌اش گفته بود: «فاطمه پاره تن من است ... هر کس او را بيازارد، خدا را آزرده است و هر کس او راضي کند، خدايش را خشنود کرده است» ... .عالم عارفی با اشک این جملات پیامبر را می خواند بعد زیر لب ، حلقه نفیس اشکی در چشم ،می فرمود:کاش پیامبر (ص) این جملات را نمی فرمود !

سفارش‌هاي آخرين فاطمه، چون تير‌هاي سه‌شعبه بر سينه پردرد علي(ع) مي‌نشيند وقتي که از او مي‌خواهد تن نحيفش را شبانه غسل و کفن کنند و به خاک بسپرند، وقتي که وصيت مي‌کند ظلم‌کنندگان بر او و شويش، حق شرکت در تشييع او را ندارند، وقتي که ملتمسانه از او مي‌خواهد که پيکرش را در تابوتي مخصوص بگذارند تا چشم نامحرمی بر او نیفتد.

در شگفتم از تاريخ که شهادت علي(ع) را در بيست‌ويکم رمضان ثبت کرده است در حالي که هر کس از عشق لايزال علي به همسرش آگاه است، مي‌داند که علي(ع) در شب شهادت همسر باوفايش دنيا را ترک کرده بود! و پيش از آن‌که ضربت تيغ زهراندود «ابن‌ملجم مرادي» با فرق قرآن ناطق علي(ع) استخاره کند تا سرنوشت شوم خویش را رقم زند، شمشير غربت زهرا «شق ّ القمر» کرده بود.

علي همه هستي‌اش را کفن کرد. حسن(ع) و حسين(ع) و زينب(س) مادر را رها نمي‌کنند. خود را بر جسم تکيده مادر انداخته‌اند و زندگي را بي او نمي‌خواهند.

نمي‌دانم شايد هم به علم امامت مي‌دانند که شهادت او سر آغازي بر سلسله بيدادي است که بر آل‌الله(ع) خواهد رفت.

دست‌هاي فاطمه به حرکت درمي‌آيد و حسنين و زينب در آميزه غليظي از بهت و اندوه خود را دوباره در چمبره گرم دست‌هاي مادر مي‌بينند!

خدايا اين زن کيست که هر گاه بخواهد قالب تهي مي‌کند و هر وقت اراده کند که به تخته بند تن خاکي‌اش برگردد کسي از ملائکه خدا جسارت منع او را دارد؟ ...

شیعیان علی ! خانه علي امشب خاموش است.

سو سوي نوري اگر هست، شمعي است افروخته در شام غريبان فاطمه(س) و گرداگردش( به قول فرزند زهراي اطهر، خميني بزرگ(ره))، «زبدگان اولاد آدم» جمعند.
کار علي از امروز گريه‌هاي بي‌صدا بر مزار خاموش زهراست.

کودکانش که به خواب مي‌رفتند، مولای غریب ما ، آرام و بي صدا، شمعي در دست بر مزار فاطمه مي‌رفت و تا پيش از طلوع آفتاب بر مزارش مي‌نشست، چه کسي مي‌داند شايد علي(ع) درددل‌هايش را که در هنگام حيات فاطمه(س) با او بازگو نمي‌کرد (همچنان که زهرا(س) پهلوي شکسته‌اش را از او پنهان کرده بود) اکنون بي‌پروا با او در ميان مي‌گذاشت تا تاريخ هم از تشخيص اين‌که کدام يک از ديگري مظلوم‌ترند، متحيّر و مردّد باقي بماند.

در تاريک و روشن صبح علي بر‌مي‌خاست و مي‌گفت: فاطمه جان شبي ديگر هم بي تو گذشت ..." خدايا از درياي بي‌نهايت عشق علي(ع) به فاطمه(س) و وفاي فاطمه(س) به علي(ع) و از کرامت علي(ع) در چشم زهرا(س) و حرمت فاطمه(س) نزد علي(ع) رشحه‌اي و قطره‌اي بر زندگي شيعيان علي(ع) ببخش.

آمين يا رب العالمين....

لطفا نظرات مطهرتان رادر ارادت به دخت گرامی پیامبر(ص) زیر مطلب قبلی بگذارید...

[ سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391 ] [ 11:17 بعد از ظهر ] [ علیرضا مخبر دزفولی ] [ ]
کسب افتخاری با ارزش...
بسم الله الرحمن الرحیم

نمی دونم چطوری باید قدر این همه نعمت های لایزال الهی رو بدونم و چطوری شکرشون رو به جا بیارم ؟

بچه های خوب وبلاگی،دوستای نازنینم.

بدنبال رتبه بندی فرهنگی دانشگاه های کشور توسط وزارت علوم ابتدا دانشگاه شهید چمران اهواز به جمع ۱۰ دانشگاه برتر صعود کرد وهمه دانشگاه های بزرگ تهران رو جا گذاشت و بعد از اون هم به جمع ۴ دانشگاه برتر فرهنگی کشور راه یافت و رئیس عزیز دانشگاه دکتر حسن مروتی هم به عنوان رئیس برتر فرهنگی دانشگاه های کشور معرفی شد.پریروز ایشون گزارشی در جمع روسای دانشگاه های کشور ارائه کرد و دیروز من در جمع معاونین دانشگاه های کشور گزارشی ارائه کردم.

خدا رو شکر سال ۹۰ با کسب عنوان معاون فرهنگی برتر کشور همراه بود و طلیعه سال ۹۱ هم با راهیابی دانشگاهمون به جمع باارزش فرهنگی ترین دانشگاه های ایران.

در گرماگرم برنامه ریزی دومین هفته فرهنگی دانشگاه خبر بسیار انگیزه بخش و جالبی بود.خدا رو شکر میکنم و این افتخار بی سابقه رو به همه دانشگاهیان خوزستان خصوصا دانشگاهیان دانشگاه شهید چمران اهواز و بالاخص به دانشجوهای گل و نازنینی که ۱۶ ماهه مثه کوه پشت سرم ایستادند و به دوست صادقم دکتر حسن مروتی تبریک وتهنیت میگم....تا به زودی .

[ دوشنبه چهارم اردیبهشت 1391 ] [ 9:8 بعد از ظهر ] [ علیرضا مخبر دزفولی ] [ ]
فکرم همه جا هست ...

فکرم همه‌جا هست، ولی پیش خدا نیست

سجاده‌ی زردوز که محرابِ دعا نیست

گفتند سر سجده کجا رفته حواست؟

اندیشه سیّال من ـ ای دوست ـ کجا نیست؟!

از شدت اخلاص من عالَم شده حیران

تعریف نباشد، ابداً قصد ریا نیست!

از کمیتِ کار که هر روز سه وعده

از کیفیتش نیز همین بس که قضا نیست

یک‌ذره فقط کُندتر از سرعت نور است

هر رکعتِ من حائز عنوان جهانی‌ست!

این سجده سهو است؟ و یا رکعت آخر؟

چندی‌ست که این حافظه در خدمت ما نیست

ای دلبر من! تا غم وام است و تورم

محراب به یاد خم ابروی شما نیست

بی‌دغدغه یک سجده راحت نتوان کرد

تا فکر من از قسط عقب‌مانده جدا نیست

هر سکه که دادند دوتا سکه گرفتند

گفتند که این بهره بانکی‌ست، ربا نیست!

از بس‌که پی نیم‌ وجب نان حلالیم

در سجده ما رونق اگر هست، صفا نیست!

به به، چه نمازی‌ست! همین است که گویند

راه شعرا دور ز راه عرفا نیست

[ جمعه یکم اردیبهشت 1391 ] [ 12:31 بعد از ظهر ] [ علیرضا مخبر دزفولی ] [ ]
خواهی آمد ...
خیلی خیلی خیلی خیلی دلمان خوش است به روزهای وصالت موعود همه ادیان.

خیلی خیلی خیلی خیلی دلمان شکسته از فراقت مولای گلم.

هیچ وقت بغض فروخفته خفه کننده ای را که در بقیع داشتم فراموش نمی کنم...

هیچ وقت سنگینی غربتی را که پیامبر خدا(ص) در مسجدش داشت و خانه محصور دختر معصومش فاطمه(س) را فراموش نمی کنم ...

هیچ وقت قیافه نحس سربازانی را که بی اعتنا به عظمت تصویری که پشت سرشان بود با موبایل هایشان اس ام اس بازی می کردند (درست جلوی قبور چهار امام مظلوم بقیع ) فراموشم نمی شود...

هیچ وقت صدای نحس وهابیون کثیفی که با تأکید اعلام می کردند برکتی در این قبور نیست از یادم نمی رود...

هیچ وقت قیافه منحوس آن سرباز سعودی را که در روضه پیامبر رحمت، سجاده را از زیر پایم کشید  به نسیان نخواهم سپرد ...

و آن یکی را که زیارتنامه رسول شفقت و مهربانی را که در دستانم می درخشید بست و با خشم گفت که فقط قرآن و صحیح مسلم و بخاری و ...

هر بار بغضی گلویم را تا مرز خفگی فشرد و فقط یک چیز گریبان و نفسم را آزاد کردتا قالب تهی نکنم ...

یاد روزهای با تو بودن و مهربانی تو و دست رحمتت که بر سر ما سایه افکن خواهد شد و غرور شکسته ما را ترمیم خواهد کرد و بغض فروخفته ما که خواهد شکفت و زلال حقیقتی که غبار غربت را از روی مسجد النبی و بقیع مظلوم خواهد سترد و نسیم رحمتی که شیعه را زنده و تازه خواهد کرد و طوفان بی مهاری که کاخ ستم را بر باد خواهد داد ....

تنها مسکّن دل زخمی ام در آن لحظه های تلخ و سخت تصوّر ظهور پرشوکتت بود و عزّتی که اسلام و مسلمین انتظارش را می کشند ....خدایا این تصوّر و تصویر شیرین را به حقیقتی محتوم که در انتظارش هستیم در زمان حیات ما متّصل فرما ...اللهم عجل لولیک الفرج...ظهر یک جمعه دلتنگ دیگر ...اهواز.

[ جمعه یکم اردیبهشت 1391 ] [ 12:22 بعد از ظهر ] [ علیرضا مخبر دزفولی ] [ ]
دلخور نباش ...
دلخور نباش از قدرنشناسی کسانی که وقتی هوا بارانی است می گویند هوا خراب است !!!!

[ چهارشنبه سی ام فروردین 1391 ] [ 7:33 بعد از ظهر ] [ علیرضا مخبر دزفولی ] [ ]
بلاگفا قاطی کرده !!
سلام مشکل از وبلاگ من نیست ها از بلاگفا است !

نه درست میشه نظر گذاشت نه نظرات رو میشه خوند نوبره والله !

بهرحال امیدوارم که مشکل رفع بشه ....من فردا برای شرکت در جلسه کارگروه همبستگی  و هویت ملی راهی خرمشهر میشم  و پس فردا شب برمیگردم.

تا بزودی ....

[ سه شنبه بیست و نهم فروردین 1391 ] [ 9:36 بعد از ظهر ] [ علیرضا مخبر دزفولی ] [ ]
WebGozar.com Counter code -->

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

دريافت كد دعاي فرج





Powered by WebGozar