سکته ای از سر غربت !
دریادار تکاور «داریوش ضرغامی» یکی از تکاوران دریایی ارتش در دوران دفاع مقدس و از فرماندهان مدافع خرمشهر بود که دو روز پیش در حین سخنرانی و بازگویی خاطرات و رشادت های هم رزمان خود در دوران دفاع مقدس در آئین افتتاحیه سایت قایقرانی شهید ناخدا تکاور محمد مختاری دچار سکته قلبی و بلافاصله به بیمارستان ولیعصر خرمشهر منتقل شد.

دریادار داریوش ضرغامی یکی از میهمانان بیست و ششمین همایش تکاوران دریایی ارتش و مدافعان خرمشهر بود که در روزهای سه شنبه تا پنجشنبه گذشته در شهرهای آبادان و خرمشهر برگزار شد. دریادار ضرغامی در آئین افتتاحیه سایت قایقرانی که خطاب به مسئولان و مردم خرمشهر فریاد می زد: مردم خرمشهر کجا هستید؟ مسئولان شهر چرا غایب هستید؟ مدافعان شما پس از ۳۰ سال با تنی خسته و زخمی به دیدنتان آمده اند، نمی خواهید آنها را ببینید؟
در همین خصوص مسعود فروزنده، پژوهشگر تاریخ، دربارهی تیمسار ضرغامی، فرماندهی تکاوران نیروی دریایی نوشت:
انتظار میهمان نوازی نداریم اما انتظار داریم که به سراغمان بیایید، احوالمان را بپرسید یا درب اتاقتان باز باشد ما به دیدنتان بیاییم. ما فراموش شدگان عرصهی دفاع هستیم. اینها جملات تیمسار ضرغامی، فرماندهی تکاوران نیروی دریایی، در زیر پل خرمشهر بود که با بغض سخن میگفت و از فرط غم و ملال فراموششدگی سکته کرد و روحش به ابدیت پیوست. تیمسار ضرغامی فرماندهی رشید منطقهی سوم دریایی ایران در دوران دفاع مقدس بود که زخمهای بسیار در تن داشت و هر ساله همهی تکاوران دوران دفاع را جمع میکرد تا انس و الفت قدیمی را حفظ کند.
حدود یک ماه پیش بود که از رییس منطقه آزاد اروند، آقای اسماعیل زمانی، تلفنی تقاضا کردم از یکصد و شصت تکاوری که قصد دارند در دی ماه ۱۳۹۷ در خرمشهر گرد آیند دعوتی به عمل آورد؛ یک یا دو وعده شام آنها را میهمان کند و در مقام میزبان در جمعشان حضور یابد. درخواستم با امتناع ایشان روبهرو شد و از هزینههایی که در این راه صرف میشود گلهمند بود. به او گفتم هزینهی یک یا دو وعده شام به شش یا هفت میلیون تومان هم نمیرسد. او پاسخ داد نه نمیتوانیم. واقعا مشکل است. این را بدهیم یک گروه دیگر مطالبهگر میشوند.
تلفن تمام شد و با اندوه به تکاوران اطلاع دادم که منطقه آزاد قبول نکرد و استدلالش صرفه جویی(!!) بود. مرتضی میری و حسین بای چه بزرگمنش بودند که در پاسخ گفتند باشه مشکلاتشان را درک میکنیم. خودمان دست به کار میشویم تا این گردهمایی سامان یابد. تکاوران زیر پل خرمشهر جمع شدند، تیمسار رفت.

روزگارم بد نیست. اهل دزفولم پایتخت مقاومت ایران،شهر برادر امام رضا، حضرت محمد ابن موسي الكاظم(ع) ،معروف به سبزقبا و ساکن شهر علي ابن مهزيار اهوازي،شهر رطب و رشادت و البته گرد وغبار اهواز !!. فرزند مرحوم آیت الله حاج شیخ عباس مخبر دزفولی(ره) دانش آموخته ی دکترای حرفه ای پزشکی و دکترای تخصصی روانشناسی.خیلی ساله که می نویسم و افتخار دارم که عاشق هنر و فرهنگ اصیل اسلامی ایرانی هستم.خط نستعلیق را نزد اساتید عزیزم استاد دیده ور واستاد سیادت در دزفول و استاد امید بخش در اهواز آموخته ام و در قرائت قرآن شاگرد استاد معلمی وکرمانشاهی بوده ام وگاهی برای دل خودم شعر می گویم. از سال 89 تا 92 معاون فرهنگی واجتماعی دانشگاه شهید چمران اهواز و رئیس شورای فرهنگی دانشگاه های استان خوزستان بودم ودو بار به لطف خدا معاون فرهنگی و اجتماعی برگزیده اول دانشگاه های کشور شدم .هم اکنون مدیر آموزش،تحقیقات و توسعه منابع انسانی شرکت فولاد خوزستان هستم .خود را دانشجوئی میدانم که دائما در حال آموختن است و خدای بزرگ را به خاطر همه ی الطافش خصوصا انس با قرآن و داشتن پدر و مادری صالح و خوش نام سپاس گزارم. دانش وتجربه ی فاخرتان را از من دریغ نکنید.برداشت مطلب از وبلاگم با ذکر منبع و درج آدرس وبلاگم مجازاست... ممنون.